ی که میتونه بهترین تصمیم رو بگیره خود آدمه

متن ی که میتونه بهترین تصمیم رو بگیره خود آدمه مابین تمامی مطالب و اخبار از هزاران سایت و وبلاگ فارسی جستجو و نتایج زیر به دست آمده است. هیچ یک از عناوین منتشر شده توسط سایت خبری ماهنامه ایجاد نگردیده و اطلاعات از سایتهای مرجع آن بازنشر شده است.

دقت کردین ؟ بهترین جا برای خواب، خونه ی خود آدمه راحت ترین تو ، تو خونه ی خود آدمه راحتترین لباس، لباس خود آدمه خوش فرمون ترین ماشین، ماشین خود آدمه بهترین جزوه ،جزوه ی خود آدمه تمیزترین دست، دست خود آدمه بامزه ترین بچه، بچه ی خود آدمه ولی نمیدونم چرا بهترین شوهَر، شوهر مردمه! واقعا چرا؟؟ hamid_masouminejad ...

آدم باید بتونه پنجاه گرم از وزنشو بندازه رو ی و مطمئن باشه یه جایی گرفته میشه. میخواد بدونه میتونه رو شعور یکی دیگه حساب کنه وقتی ذهن خودش وا میده. یکی واسته و بگه آروم باش. نه که جای خود آدم کارا رو ه. فقط اینکه قبل از آدم پنیک نزنه کافیه. آدم باید یاد بگیره بغل یکی دیگه آروم بگیره. آدم باید یاد بگیره کجا میتونه بغل یکی دیگه آروم بگیره و رم نکنه و تفاوت قائل شه بین اونی که میتونه بغل بگیره و اونی که نمیتونه. آدم باید یاد بگیره همون قدی که دوس میداره، دوس داشته هم بشه وتو دوس داشتن حواسش باشه که طرفش زندگی کاملا فانکشنال و مستقل داشته باشه. ...

ازدواج تصمیم عجیبیه ... ادم چجوری میتونه ..تو ی ماه یه سال یا مثه من تو یه هفته واسه یه عمررر تصمیم بگیره ...

دارم فکر میکنم به اینکه چرا اینقدر احساساتیم و اینکه اصن اینقد احساسات لازمه؟ توی اکثر تصمیمای زندگیم احساساتم غالب بوده بر منطقم،طوری ک گاهی به خودم میگم اصن من منطق هم دارم ؟ :)) بنظرم میاد دخترایی که خواهر دارن احساساتی ترن ودخترایی که داداش دارن منطقی تر، اونایی هم ک دوتاشو.دارن بستگی به رابطه ای ک با خواهر یا برادرشون دارن منطقی و احساسی میشن :) دارم فکر میکنم ک این حجم از دلسوزی اول نسبت ب عزیزانم و بعد نسبت ب بقیه طبیعیه یا نه؟ مثلا اگه یکی دلسوزیمو برانگیزه،خیلی راحت میتونه گولم بزنه و کلاه سرم بذاره:))) همش حس میکنم تمام آدمای دنیا گناه دارن و مظلومن و من باید براشون یکاری م-_- :))))) بنظرم اگه آدم بخاد ب اه ش برسه باید خیلی جاها پا روی احساسش بذاره ، باید منطقی رفتار کنه و منطقی تر تصمیم بگیره نباید هدف رو فدای احساس کرد ؛) *میخوام قبل از اینکه توی انجام کاری ،احساساتمو دخیل کنم اول با منطقم اون موضوع رو زیر و رو.کنم و بعد ت ...

اگه حالم بدتر از اون نباشه بهتر هم نیست بی خو مغازه درس پروژه کارگاه فکر فکر فکر میگه ما از اول اشتباه کردیم آدمه هم نیستیم خیلی خب، راه بازه برو با آدمه خودت نابود شدم ...

death is not always that bad sometimes its even the best part of someone's life ⚇... مرگ همیشه اونقدرام بد نیست حتی گاهی بهترین قسمت زندگی یه آدمه.. :) ...

به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه. میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه. میتونه توی یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچه ست باشه. میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه. میتونه برای هر مفهومی داشته باشه یا هر رنگی داشته باشه. میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه. میتونه رنگ قرمز یا به رنگ... ولی من... یعنی بهتره بگم ما، معتقدیم خونه هرچی که باشه، باید سبز باشه. بله، سبز و همیشه سبز... ...

آدمه! دلش میخواد ... دیگه دلیلی بالاتر از این هم نمیخواد! ...

بسم الله مهربون :) +از دستش ناراحت بودم که نمیتونه درست و حس برای زندگیش تصمیم بگیره . خیلی هم دلخور بودم ، چندباری هم بحثمون شد . برع من که اعتماد به نفس فوق العاده ای (!) دارم ، احساس میکنم اعتماد به نفس و جرات این تصمیم های بزرگ و سخت رو نداره و این حرصم میده . دلم براش بهترین هارو میخواد ، بهترین ها واقعا ، دلم میخواد اوج بگیره ! حالا که این فرصت خوب هست دوست دارم ازش استفاده کنه ... +امروز صبح با سردرد و معده درد و ح تهوع شدید بیدار شدم . خدا بخیر بگذرونه . واقعا حالم خوب نیست ... اومده میگه چی شدی رادیوی خونه ؟ چی شدی انرژی خونه ؟ پاشو یه ذره سخنرانی کن :| فهمیدم دلخور نیست ازم بابت اون بحث ها :)) + الهی که بخواین و بشه :) ...

نگرآن هِمی ام :( خدآیا بهترین سرنوشت رو برآش بخواه ! کمکش کن بهترین تصمیم رو بگیره که این دختر بهترین گزینش بآشه ! که عاشق خودش بآشه ! نه پول یآ هرچی ... که اگه واقعآ این بهترین گزینشه بتونه مامان باباشو بدون تنش رآضی کنه ! پ ن : متنفرم از این که شآهد یکی یکی مزدوج شدن دوستآم بآشم :)) ...

تا حالا توجه کردی: با اینکه خــــــــــدا میتونه مچت رو بگیره ولی همش دستت رو می گیره . . .؟! ...

این روزها درگیر آدم هایی هم هستم که منطقمون خیلی با هم فرق داره. آدم هایی که به نظر من خودخواه و تمامیت خواه هستند. و اشکال اینه که تا الان من به منطق و روش اونا احترام گذاشتم و مراعات . اما اونا الان حاضر نیستن به روش من احترام بذارن. چارچوب منطقی شون برام خیلی عجیبه. اصلا نمی تونم درک کنم چطور میشه آدمه انتظار داشته باشه من تو کارشون دخ نکنم اما توقع دارند حتی مثلا شکل روبوسی م با پدرشون هم مطابق میل اونا باشه. اصلا نمی تونم بفهمم چطور می تونن متوقع باشند که من کوچکترین ناراحتی ای از تمامیت خواهی شون نداشته باشم. چطور آدمه می تونه بارها و بارها بگه شوهر تو مال ماست، اما وقتی میگی باشه مال خودتون، بهشون بربخوره و توقع داشته باشن تو هم مال اونا باشی. تو هم رفتارت اونجور باشه که اونا می خوان. الله اکبر! چطور آدمه می تونه هر بارها و بارها بشینه روبروی من و سر من! منت بذاره که برای مادرش کاری کرده، اما اگر بالا ه به ستوه بیام و بگم نمی ...

داشتم فکر می دین خوبی که موجب نجات بشر بشه چی می تونه باشه. فکر اگر یک نرم افزاری مثل شبکه عصبی در متلب بتونه ورودی ادیان مختلف را بگیره و وجیشون را بررسی و تحلیل کنه و بعدش بتونه بهترین روش زندگی یا همون دین را بر حسب بهترین وجی میسنجید چی میشد؟ شاید روش خوبی برای نجات بشر باشه. شاید تو مراحل پیشرفته تر بتونه پیش بینی کنه آینده بشر با هر دینی چطوریه یا چه دین هایی در آینده میاند و هر دینی تا کجا میتونه تحمل کنه و تا کی میتونه ادامه داشته باشه. پی نوشت: شبکه عصبی برنامه ای است که مثل شبکه عصبی عمل میکند و با دادن ورودی ها و وجی های مختلف، سایر ورودی های بعدی را پیش بینی میکنه مثل رگرسیون یا مثل درونی یا مثل برونی پیشرفته تر. ...

اینو کنار زاینده رود گذاشتن. این یه مشکلی نداره؟ آدم اول با اسب بالدار اشتباه می کنه ولی اسبه از این اسبای بدون بال و رایجه. در عوض آدمه خودش بال داره پس چرا نمی پره و سوار اسبه شده؟ به جایی از اسبه هم بند نیست که آدم احتمال بده اسبش رو هم با خودش می پرونه. اسب می افته زمین داغون میشه. اسبه چیکاره اس؟ رسوندن آدمه به سرعت لازم برای تیک آف؟ ...

این ت که انگار درست بشو نیست، اما این دفعه مجلس گند زده!بعضی از آدمای موگرینی ندیده یه جوری به آب و آتیش میزدن که با زنی که این کشور رو خیلی اذیت کرده ع بگیرن!برای چی بعضی آدما یه ذره سرشون رو بالا نمیگیرن و چ ون رو باز نمیکنن که ببینن به کیا رأی بدن؟!شعار دادن مهم نیست! مهم عزت و غرور آدمه که این جوری لگدمال نشه!*محمد حسین صیاد؛ سیاستمدار هشت ساله*این مطلب نوشته ی محمد حسین صیاد، سیاستمدار 8 ساله است که عزت را از بعضی بزرگترها بهتر فهمیده. ...

آدم باید بتونه تو سخت ترین شرایط بهترین تصمیما رو بگیره.درست مثل من که وسط جزوه های پزشکی قانونی غرق شدم و تو هیر و ویر قتل و خودکشی و ،یهو تصمیم میگیرم بعد امتحان دورهمی راه بندازم و دوستای قدیمی رو دعوت کنم!!! ...

گاهی آدم سر انتخاب های مهم میمونه و نمی تونه میان گزینه ها جواب درست رو پیدا کنه. بعد تصمیم میگیره که به جای انتخاب، اون تصمیم رو به تعویق بندازه. این کار باعث میشه که وقتی آدم بعد یه مدت به خاطر جبر زمان، مجبور به تصمیم گیری میشه از روی استیصال انتخاب رو انجام بده و حتی اگه اون موقع بهترین تصمیم رو هم بگیره، مثل نوش دارو بعد مرگ سهراب میمونه و دیگه یک تصمیم ارزشمند نیست و صرفا یک تصمیم از سر ناچاریه و احتمالا کلی افسوس به خاطر تاخیر به همراه داره. نقل قول معروقی هست که میگه: hard choice, easy life, easy choice, hard life حالا این مشکل میتونه ناشی از اهمال کاری باشه یا ناشی از ترس از عواقب تصمیم به خاطر کمالگرایی یا خج ی بودن. برای خودم هر دوش همزمان وجود داره:) ولی عامل دوم همیشه تاثیرگذارتر و م ب تر بوده. از زمانی که یادم میاد من از تصمیم گیری میترسیدم. از ید ساده یک لباس و شلوار تا تصمیم های مهم مثل تصمیم برای تحصیل و شغل و زندگی که یا به تعویق انداخت ...

تا حالا دقت کردی با اینکه خدا میتونه مچتو بگیرهولی همش دستتو می گیره این نشانه بزرگی و عظمت خداست ...

چرا اینجوری شدم من؟ دختری که همیشه آرامش داشت. حتی سر کنکور استرس نداشت. اصلا مگه امکانش هست آخه. جزوه رو میخونم میرم ببینم هی تو ذهنم درسه هی استرسه. میرم بیرون تفریح همینطور، میرم کتاب بخونم همینطور، میخوام برم کلاس ساز همینطور... ینی سه واحد افتادن میتونه همچین کاری با ی ه؟ میتونه اعتماد به نفسشو بگیره؟ میتونه کابوسش بشه؟ باید انقد سست و بی جنبه باشم؟ چرا بزرگ میکنم همه چیو؟ اصلا نمیدونم از کجا میاد اصلا نمیدونم اون آرامش کی رفت و کجا رفت و چی شد که رفت. به عبارتی رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا. آی عم نمکدون :| فکر میکنم فکر میکنم فکر میکنم ... با خودم میگم نکنه بازم اون کمال گرایی؟ ها؟ بعد میگم کوثر! قطعا تو بهترین میشی. ولی یه مانعی یه چیزی یه ص تو ذهنم نمیذاره با تمام وجود باورش کنم. حتی همون صدا الان نذاشت آ این جمله "!" بذارم. جمله ی "شماها تو کلاسی نشستین که خیلیا آرزوشو دارن" رو اعصابمه. چجورم رو اعصابمه. رو اعصاب ترینه ...

یکی از بهترین حس های دنیا میتونه این باشه بعد مدت ها توی جای خلوت بدون هیچ سروص با ارامش کامل با انگشات بتونی موهای زیبا و تک تک اجزای صورتشو لمس و نوازش کنی... و حسرت میتونه بدترین حس دنیا باشه... ...

بری آرایشگاه آرایشگر بزنه ابروهای پ رشتتو اب کنه با خودت میگی تقویتش میکنم جاش درمیاد دوباره...موهاتو بری یه نوک گیری ساده ی ولی از قضا دست آرایشگر بزنه واست به بهونه ی مو خوره و چه و چه ته گیری!! کنه بازم خودتو میتونی دلداری بدی که خب بلند میشه چند وقت دیگه..دوباره میتونم ببافمشون و از این جور دلداری دادن ها..بری فروشگاه یه ید بد ی میتونی در بهترین ح تعویضش کنی یا خودتو دلداری بدی که عیب نداره شد تجربه ...حالا اینم چیز بدی نیست میشه مصرفش کرد تا اون جدیده رو ب م...غذای چرب بخوری یا موقع آشپزی یهو نمک خالی شه توی قابلمه بازم میتونی خودتو دلداری بدی که خب حالا جوونی ،سوخت و سازت بالاست این دفعه رو بدنت هضم میکنه و آترواسکلروزیس نمیشی با همین یه دفه !!یا کلی چیزای دیگه که آدمی هر روز خودشو به خاطر اتفاق افتادنشون دلداری میده و یه جوری با مطابق میلش نبودن خودشو وفق میده...ولی جای بعضی نداشتن های "آدم"رو چی میخواد بگیره؟جای ی که توی خونه ...

تو بهم دادی آرامشو حالا که دل من باهاته شکر با تو انگار همه چی آماده شد نمی خواد که بگیری آمارشو بدن تو چفت تنمه غیر بغلت که شبا خوابم نمیره یکیو دارم که فقط ماله منه میخواد با من بمیره با تو تنها نمیپرم حتی با یه آدمه ناتو هر جا نمیدم دست احدی آتو فردام نمیگیره هیچ ی جاتو از ما با تو نمیپرم حتی یه آدمه ناتو نمیدم دست احدی آتو نمیگیره هیچ ی جاتو نمیدونم برا چی با تو خوبه همه چی میشه که ساعتا با هم تنها بیخیال همه شیم اصا پیش همه بده شیم از شلوغیا زده شیم نفسامون وصله جدا ممکنه که خفه شیم با تو انگار همه چی مطلوبه ببین چقد مرامو معرفت خوبه هر چقد گذشته ها بد بوده ولی باز نیست مثه ما توی این محدوده همه چیزو واسه اینکه دلت کنار دلم باشه من ساختم کی گفته اونایی که مال همن اونایی که عاشقن باختن جناب میخوام موزیکاتو با تو تنها نمیپرم حتی با یه آدمه ناتو هر جا نمیدم دست احدی آتو فردام نمیگیره هیچ ی جاتو از ما با تو نمیپرم حتی یه آدمه ناتو ...

تو بهم دادی آرامشو حالا که دل من باهاته شکر با تو انگار همه چی آماده شد نمی خواد که بگیری آمارشو بدن تو چفت تنمه غیر بغلت که شبا خوابم نمیره یکیو دارم که فقط ماله منه میخواد با من بمیره با تو تنها نمیپرم حتی با یه آدمه ناتو هر جا نمیدم دست احدی آتو فردام نمیگیره هیچ ی جاتو از ما با تو نمیپرم حتی یه آدمه ناتو نمیدم دست احدی آتو نمیگیره هیچ ی جاتو نمیدونم برا چی با تو خوبه همه چی میشه که ساعتا با هم تنها بیخیال همه شیم اصا پیش همه بده شیم از شلوغیا زده شیم نفسامون وصله جدا ممکنه که خفه شیم با تو انگار همه چی مطلوبه ببین چقد مرامو معرفت خوبه هر چقد گذشته ها بد بوده ولی باز نیست مثه ما توی این محدوده همه چیزو واسه اینکه دلت کنار دلم باشه من ساختم کی گفته اونایی که مال همن اونایی که عاشقن باختن جناب میخوام موزیکاتو با تو تنها نمیپرم حتی با یه آدمه ناتو هر جا نمیدم دست احدی آتو فردام نمیگیره هیچ ی جاتو از ما با تو نمیپرم حتی یه آدمه ناتو ...

جنس مخالف همیشه واسه رل زدن نیست... بعضی وقتا میتونه بهترین رفیقت باشه❤ تقدیم به خواهر و برادرای گلم فداتون ...

بعضی از آدما جوری زندگی میکنن که انگار قیامتی در کارنیست؛ مثلاً تا میتونن حق دیگرانو پایمال میکنن؛ اگه ی باشه که کلا به آ ت بی اعتقاد باشه بحثی نیست؛ اگه گناه حق الناس نباشه باز به بخشش خدا امید هست؛ ولی چطور ممکنه ی بدونه که بازخواستی وجود داره و همین آدم قراره حقشو پس بگیره؛ چطور میتونه بی اعتنا به این نتیجه بازم اون کارو انجام بده؟ پس عقل آدم کجا رفته؟ اون عقلی که تو احادیث اومده که "بازدارنده" است باید اینجا جلوی آدمو بگیره! پس میشه نتیجه گرفت که اون آدم عقل نداره نه؟! البته این اوا به این نتیجه رسیدم که بدحج هم یه جور حق الناس محسوب می شه. و حتا چند نفرو دیدم که با این حرف موافقن و بازم این کارو انجام می دن... ...

فقط یه ایرانی میتونه ….. فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه! *** *** طنز فقط یه ایرانی می تونه *** *** فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟؟؟ *** *** طنز فقط یه ایرانی می تونه *** *** فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازیک سال بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه، زبان یاد بگیره، وارد بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه! *** *** طنز فقط یه ایرانی می تونه *** *** فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه! *** *** طنز فقط یه ایرانی می تونه *** *** فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!! *** *** طنز فقط یه ایرانی می تونه *** *** فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره عید دیدنی بعد از خوردن دو کاسه آجیل و شیرینی و انواع تنقلات پرکالری و در ادامه خوردن شام با مخلفات موقعی که به خوردن نوشابه یا دوغ ...

امروز موقع قدم زدن چند چیز از ذهنم گذشت... ی دوستم نداره..این حجم افراد اطرافم بخاطر تصمیم من الان کنار من هستن و چقدر یک ادم میتونه کارهای بزرگی انجام بده و خودشو دست پایین میگیره و میگیم: از دست من کاری برنمیاد..اینکه حامی یک تعداد زیادی آدمم که هر تصمیم و حرفم میتونه اونهارو یا رشد بده یا ببره توی خلأاینکه با اینهمه آدم ی نیست الان بهش زنگ بزنم و بگم:میشه باهام حرف بزنی تا از هپروت خارج بشم؟ ی که بهش بگم و حس دلمو قرص کنه از اینکه هپروتیمم دوست داره...اینکه بگه میام پیشت تا یکم گپ بزنیم و سرحال بشی...فکر به یک استراتژی کاری و امشب سرچ و قراره بهینه تر انجامش بدم کمی میترسم ولی انجامش میدم...به پایان نامه فکر ...اعترافهام خیلی زیادن...و عمیقتر از این حرفها... ...

وقتی درو محکم بستی تا خوده صبح گریه خاطراتو دوره کاشکی میذاشتی برگردم منو تنهایی و شب منو بی حالیو تب با یه خ ر رو به شهر بیدارم من کل شب من که آدم بدی نبودم من که آدم بدی نبودم من که آدم بدی نبودم هه هی , من که آدم بدی نبودم من که آدم بدی نبودم بی تو سر دردو جنو بیتو بارونو خزون بیا برگرد سمته من یه باره دیگه بمون بی تو دستام سرده سرده بی تو چشمام گریه کرده بی تو قلبم پره درده بی تو رنگم زرده زرده بی تو سر دردو جنو بی تو بارونو خزون بیا برگرد سمته من یه باره دیگه بمون بی تو دستام سرده سرده بی تو چشمام گریه کرده بی تو قلبم پره درده بی تو رنگم زرده زرده یه جوری رفتو درم بست که هنوز صدایه در توو سرم هست اینو فهمیدم همون لحظه که هر کی سنگدل تره برندست حتی ندارم نفس خستست مغزم میخونه مثه قفس در بستست تلخ شده و ا سه من هر لحظه نمیدونم تو دلش اصن هست اگه چشمام کبودن فقط واسه اینه که آدما حسودن هر موقع که نبودم پشتم زدن منو توو دله تو کشتن فقط ...

میگن با خوندن یک کتاب یا دیدن یک ، یک زندگی رو تجربه میکنیم.انگار که اون اتفاقات و ماجرها همش برای ما اتفاق افتاده باشه.میتونیم بجای تمام شخصیت ها باشیم و ازشون درس بگیریم. در شهرزاد میشه از تک تک شخصیت هاش درس گرفت. دیالوگ قسمت پنجم(اونجا که قباد باید با شهرزاد ازدواج کنه و فرهاد ا ین راه یعنی صحبت با قباد برای اینکه چنین اتفاقی نیفته رو انجام میده: ( ) هممون تو زندگی یه بزرگ آقا داریم. بزرگ آقا به خیلی چیزا میتونه تعبیر بشه.میتونه افکارمون باشه میتونه شخصی واقعی باشه و یا حتی ش ت های زندگیمون هم میتونه نقش بزرگ آقا رو برامون بازی کنه که باعث میشه گاهی قباد گونه رفتار کنیم. در این لحظه از قباد حرفایی رو میزنه که نشون میده در مقابل یک جبر دستش به هیچ جا بند نیست و زده به جاده خاکی،همونطور که از خودش به عنوان مترسک سر جالیز عنوان میکنه. ی که پذیرفته کاری نمیتونه انجام بده و تنها خودشو با شرایط پیش اومده وفق میده و جبر رو میپذیره. ای ...

اگه خدا قادر مطلقه:پس میتونه سنگی بسازه که خودشم نتونه بلندش کنه؟یا میتونه موجودی بسازه که خودشم نتونه ش تش بده؟:/این آ شبی چه سوالای فلسفی ای میاد تو ذهنم!!!ولی جوابا میتونه تامل انگیز باشه یه جورایی!شاید باید بعضی تناقضام دید! ...

آخرین مطالب