بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

متن بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست مابین تمامی مطالب و اخبار از هزاران سایت و وبلاگ فارسی جستجو و نتایج زیر به دست آمده است. هیچ یک از عناوین منتشر شده توسط سایت خبری ماهنامه ایجاد نگردیده و اطلاعات از سایتهای مرجع آن بازنشر شده است.

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاد در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مساله و دوری عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست ...

سلام ..... بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست همچو ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

من چه در وهم وجودم چه عدم، دل تنگم از عدم تا به وجود آمده ام، دل تنگم راز گل من، خون جگرخوردن بود از درآمیختن شادی و غم دل تنگم خوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداخت! من هنوز از سفر باغ ارم دل تنگم گرچه بخشید گناه پدرم آدم را! به گناهان نبخشوده قسم دل تنگم حال، در خوف و رجا رو به تو بر می گردم دو قدم دلهره دارم، دو قدم دل تنگم نشد از یاد برم خاطره ی دوری را گرچه امروز رسیدیم به هم! دل تنگم! ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست اه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در اب در دلم هستی و بین فاصله هاست اسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست پ.ن : کلا بعضی شعر ها تِمِش به دل آدم میشینه، بدون اینکه مناسبت خاصی توی زندگی داشته باشه. ...

بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده بر آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟ بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه را بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز میپرسمت از مساله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مساله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده به آب در دلم هستی و بین فاصله هاست ...

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ... *** بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست فاضل نظری ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست فاضل نظری ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست ... ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاد در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مساله و دوری عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در #آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در #آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در #آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

قرارمان... فصل انگور!... که شدم بیا!... تو جام بیاور............و من جان..... .............................................................................................................. به قول فاضل نظری بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مسئله هاست " فاضل نظری " ...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوعه ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ ، هیچ اینجا به تو مانند نشد هر ی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این خداوند نشد خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندن تا فراموش شود یادت تو , هرچند نشد من دهان باز ن که نرنجی از من مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست گاه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست شاعر: فاضل نظری ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست... ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست! ...

1. امسال که آمدی برایم گردنبندی بیاور با پنجاه و پنج دانه ی مروارید بگذار فکر کنم به خاطر من پنجاه و پنج بار دل به دریا زده ای...!! نیکی فیروزکوهی 2. نشسته ام عاشقانه می خوانم. دنبال شعر با موضوعات دیگر می گردم ولی برای چشش لذت، عاشقانه ها لذیذ ترند. همیشه بودند. پس حالا که باید همین ها را مزمزه کنم، دلم می خواهد ی باشد که وقتی این همه را می خوانم پس ذهنم نام و یاد او زنگ بزند. اصلاً برایش شعر بگویم عاشقانه بنویسم، برایش بخوانم یا حتی بنویسم. او هم چیزی برایم کنار گذاشته باشد برایم بخواند. آن قدر آدم ها را از ذهنم تارانده ام که فقط یک فضای خالی محو برای دوست داشتن باقی مانده است. حالا چرا گاهی این فضا گاهی بسیار بزرگتر از چیزی است که باید باشد سوال عجیبی نیست. آدم از یک زمانی دیگر دوست دارد ی را فقط برای خودش بخواهد و ی هم او را برایش خودش. آدم حس تعلق را دوست دارد. می گویم آدم ولی به قول مامان، من که هیچ چیزم به آدمیزاد نرفته است! 3. بی قرا ...

هزارویک شب است من،اسیرِقصه ی توام تو شاه قلبمی ومن، فقیرِ قصه ی توام اگرچه خط به خط دلم، نوشته عاشقت منم نگاه کُن که موبه مو، نظیر قصه ی توام ردای عشق بوریاست،نشسته بروجود من گمانم از لطافتت، حریر قصه ی توام میان شهرعاشقان، ز ازدحام گُم شَوم ولی به رسم عاشقی،شهیر قصه ی توام شبیه ذره های خاک،شبیه قطره های اشک به خاطرات کوچکی، کبیر قصه ی توام صدای نِی نمیرسد،زبس دلش پُر است نی دلِ نی اَم تهی نما،حصیر قصه ی توام نترس #پروانه ی عشق،بسوز شعله را بساز بگو که در مرام عشق،دلیر قصه ی توام #ناص روانی ...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

به خداحافظی تلــــــــــــــخ تو ســـــوگند... نـــــــــــشـــــــــــد... که تو رفتیو دلـــــــــــمـــ ثانیه ای بند نشد... بی قرار تــــــو امو ... دردل تنگــــــم گلـــــه هاست... وای که بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست... ...

عمریست که من طالب دیدار توام....هردم همجا در پی رخسار توام... ای یار بنما منزل ومعوای تو کو....درقست روزی همه سربار توام.... دردیست به دلم طبیب نمی یابم من....دردم راشفا بده که بیمارتوام.... ای حجت حق صاحب گیتی نظری....دستم را بگیرکه من گرفتا توام.... هر وهر جا که شود ندبه بپا....شیدا دلم است به مدح گفتار توام.... درگفتن اگر بیک لیاقت دارد....لطفی بنما که همه اشعار توام.... ...

ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺗﻮﺍﻡ ﻭﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﻢ ﮔﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﺁﻩ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻢ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﻋﮑﺲ ﺭﺥ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭﺗﻮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻔﺲ ﭘﺮ ﺯﺩﻥ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﯿﻢ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﮔﺴﻞ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻤﺖ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺩﻭﺭﯼ ﻭﻋﺸﻖ ﺳﮑﻮﺕ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ تقدیم به تو ای خوووبترینم... ...

با توام ای لنگر تسکین ای تکان های دل ای آرامش ساحل با توام ای نور! ای منشور ای تمام طیف های آفت ای کبودِ ارغوانی ای بنفش آبی با توام ای شور ای دل شوره ی شیرین! با توام ای شادی غمگین با توام ای غم، غم مبهم.. ای نمی دانم.. هرچه هستی باش ای کاش.. نه، جز اینم آرزویی نیست هرچه هستی باش اما باش.. پ .ن: یادت هست هنوز.... ...

آخرین مطالب