باز از تو می نویسم پسرک مهربونم

متن باز از تو می نویسم پسرک مهربونم مابین تمامی مطالب و اخبار از هزاران سایت و وبلاگ فارسی جستجو و نتایج زیر به دست آمده است. هیچ یک از عناوین منتشر شده توسط سایت خبری ماهنامه ایجاد نگردیده و اطلاعات از سایتهای مرجع آن بازنشر شده است.

آهنگ ای مهربونم مهدی رستمی با و کیفیت بالا موزیک مهدی رستمی بنام ای مهربونم ، با دو کیفیت متفاوت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ ای مهربونم مهدی رستمی و پخش آنلاین new mehdi rostami – ey mehrabonam آهنگ جدید ای مهربونم از مهدی رستمی در ادامه مطلب آهنگ ای مهربونم مهدی رستمی وقتی کنارمی لحظه به لحظه وقتی دلت مثل دلم بلرزه حس قشنگی که من با تو دارم با تو یه لحظه یه دنیا می ارزه ای مهربونم گلمی هم زبونم نیاد اون روزی که من بی تو بمونم ای مهربونم گلمی هم زبونم نیاد اون روزی که من بی تو بمونم وقتی نگات توی نگام میشینی متن آهنگ ای مهربونم مهدی رستمی دلم پر از گل و جوونه میشه وقتی صدام کنی بگی عزیزم مالکه قلبمی واسه همیشه ای مهربونم گلمی هم زبونم نیاد اون روزی که من بی تو بمونم ای مهربونم گلمی هم زبونم نیاد اون روزی که من بی تو بمونم ای مهربونم گلمی هم زبونم نیاد اون روزی که من بی تو بمونم ای مهربونم گلمی هم زبونم نیاد اون روزی که من بی تو بمونم ای مهربونم ...

پسرک پرسید: جوراب مردانه و نه نمی ی؟ لحظه آ پارک ماشین بودم جواب دادم نه. سرم را برگردانم ته دلم لرزید از ماشین بیرون آمدم به پسرک چشم دوختم. پسرک همین سوال را از رانندگان دیگر نیز می کرد و می رفت. معلوم بود که پاسخ همه نه است. به یاد داستان دخترک کبریت فروش افتادم. با خود گفتم بر می گردد و این بار من پیشقدم می شوم و جور دیگر هم می م بالا ه روزی بکار می آید. انی روی دوشانه ام کوبیدند و گفتد کجایی؟ ما آمدیم. گفتم پسرک برنگشت. پسرک از افق دید من خارج شد. اما صدایش و جواب نه من هنوز از سرم خارج نشده است. خدایش کمکش کند. ...

پسرک گفت معلوم است که وقتی با تو ام حالم خیلى خوب است. دختر اما با این حرف به فکر فرو رفت و با خود شید که خدا تمام دخترها را عروسک هایی براى شادى جنس مذکر آفریده؛ و نوشت همین را. پسرک این را خواند و با خود فکر کرد یعنی داشتن احساس خوب وقتی با دختر است اینقدر بد و نابخشودنی است؟ و اینکه آیا دختر اصلا احساس خوبی ندارد وقتی که با پسرک است؟ پسرک در فکرش ادامه داد آیا ممکن است که روزی بیاید که دختر احساس خوبی از با او بودن نداشته باشد اما باز هم عاشقانه و با تمام وجود پسرک را دوست داشته باشد؟ پسرک به یاد اوقاتی افتاد که درباره بعضی چیزها با دختر صحبت کرده بود و دختر ابرو در هم کشیده بود و گریه کرده بود و از ته دل میخواست که پسرک این طور که هست نباشد. این یعنی در آن لحظات از بودن با پسرک احساس خوبی نداشت. پس هردو مثل هم بودند. پسرک شاید اما کمتر قضاوت میکرد. ...

چن روزی بود که پسرک با آن ماشین مدل پایین خود مقابل درب خانه دخترک می ایستاد ولی پا پیش نمی گذاشت دخترک هم کم کم به او علاقه مند شد برای او عشق علاقه و محبت مهم تر از مادیات بود برای او سوال بود که چرا همیشه تا درب خانه دخترک می آید ولی حرفش را به پدرم نمی زند روزی مصمم شد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند درب را باز کـــرد و به او گفت : چرا شش ماه است که می آیی دم درب خانه ما ولی حرفی نمی زنی ؟ ؟ ؟ هدف تو از این کار چیست ؟ ؟ ؟ پسرک گفت : وای فای خونتون پســورد نداره . . . ...

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت . پرسید : - ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند ن به نوه اش گفت : - درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی . پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید . - اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام . ادامه مطلب ...

پشت در خانه پسرک گفت: فکر کنم بابا الان خونه باشه!؟ زن بی حرف قفل در را باز می کند و از پسرک میخواهد کلید برق را روشن کند. شب موقع خواب پسرک دوباره می گوید: فکر کنم دیگه الان بابایی برگرده!؟ و پرسشگرانه به دهان مادر چشم می دوزد! زن فقط طفلکش را در آغوش می گیرد و می گوید: بیا بریم برات قصه ی قبل از خواب رو بخونم! پسرک اما مصرانه میخواهد بغض نصفه مانده در راه مادرش را بیرون بکشد می گوید: اما من کارتون موشی قبل از خوابم رو می خوام که بابایی برام بذاره! تا چند روز بعد پسرک حرفی نمی زند و سراغی نمی گیرد و نمی پرسد فقط شب ها موقع خواب می گوید: آخه من دلم برای بابایی تنگ شده! بعد با لب های آویزان به خواب می رود! ...

پشت در خانه پسرک گفت: فکر کنم بابا الان خونه باشه!؟ زن بی حرف قفل در را باز می کند و از پسرک میخواهد کلید برق را روشن کند. شب موقع خواب پسرک دوباره می گوید: فکر کنم دیگه الان بابایی برگرده!؟ و پرسشگرانه به دهان مادر چشم می دوزد! زن فقط طفلکش را در آغوش می گیرد و می گوید: بیا بریم برات قصه ی قبل از خواب رو بخونم! پسرک اما مصرانه میخواهد بغض نصفه مانده در راه مادرش را بیرون بکشد می گوید: اما من کارتون موشی قبل از خوابم رو می خوام که بابایی برام بذاره!در طول شب مدام می خواهد ی بیاید خانه شان! تا چند روز بعد پسرک حرفی نمی زند و سراغی نمی گیرد و نمی پرسد فقط شب ها موقع خواب می گوید: آخه من دلم برای بابایی تنگ شده! بعد با لب های آویزان به خواب می رود! ...

ب بعد مدتها ذهنم آرام بود و حس راحتی خوبی می ... مخصوصا که شب آقای همسر با پسرک در مورد درسش صحبت کرد... پسرم نسبت به درس توجه لازم رو نداره و انواع روشهای من هم نتونسته اون رو نسبت به موضوع آگاه کنه .... مخصوصا سکوت همسرم که پسرک اون رو به حساب بی تفاوتی میگذاشت.. به همسرم گوشزد که پسرک نمی فهمه که شما هم حساسی و سکوت شما رو بی اهمیت بودن شما قلمداد می کنه... خلاصه حرفهای پدر برای پسرک خوب بود ... انشاله که بفهمه و متوجه موقعیت حساس سنیش بشه... ...

پسرک عزیز من این روزا خیلی بازیگوش و وروجک شده. هر چی که می گیم تکرار می کنه البته به زبون شیرین خودش. هر وقت که صداش می کنم خودش هم با همون آهنگ مامانش اسمشو تکرار می کنه. علاوه بر این پسرک من خیلی کم خواب شده شبا تا ساعت دو بیداره دوست داره بازی کنه. وقتی همه جا رو خاموش می کنیم دوباره میره بالای مبل و لامپا رو روشن می کنه. نمی دونیم با این معضل چکار کنیم. ب ساعت دو ونیم خو ده و صبح هم ساعت شش بیدار شده. الانم که دارم اینارو می نویسم خیلی ل و بیحالم. مامان جونی بذار یه کم بخو م دیگه قربون اون ادا اطوارت بشم. دلم برات تنگ شده پسرک قشنگم ...

آهنگ جدید یوسف زمانی بنام آی مهربونم با بالاترین کیفیت منتشر شد … new by yousef zamani – ay mehraboonam آهنگ جدید یوسف زمانی به نام آی مهربونم آهنگ جدید ay mehraboonam new yousef zamani new yousef zamani ay mehraboonam yousef zamani آی مهربونم آهنگ آهنگ آی مهربونم آهنگ جدید آهنگ جدید آی مهربونم از یوسف زمانی آهنگ جدید ایرانی آهنگ جدید با آهنگ های یوسف زمانی آهنگ یوسف زمانی آهنگ یوسف زمانی به نام آی مهربونم فول آلبوم یوسف زمانی موزیک همه ی آهنگ های یوسف زمانی متن آهنگ متن آهنگ آی مهربونم از یوسف زمانی متن ترانه یوسف زمانی ...

شب کریسمس بود و هوا ، سرد و برفی . پسرک ، در حالی که پاهای اش را روی برف جابه جا می کرد … تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو کم تر آزارش بدهد ، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می کرد. در نگاهش چیزی موج می زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته هاش رو از خدا طلب می کرد، انگاری با چشم هاش آرزو می کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد : آهای ، آقا پسر! پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می زد وقتی آن خانم، کفش ها را به او داد. پسرک با چشم های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید : شما خدا هستید؟ – نه پسرم ، من تنها یکی از بندگان خدا هستم! – آها ، می دانستم که با خدا نسبتی دارید! ...

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت ماد سرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد! ...

حرف دلپسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد! ...

1-دندان پسرک ش ت داستانش طولانی است ومن میترسم از روزی که میخواهیم برویم دندان پزشک .2- ک و شیشه شیر را کنا ر نگذاشته هنوز امروز ازان قرص ضد اظطراب بهش دادم نمیدانم باید چیکارکنم تا پسرک اینقد لالا می می ( ک) نخورد.3- پسرک امروز با زانویش یک ضربه جانی به من زد بیهوش شدم گریه از درد رفت کرم داروگر کاسه ای رو آورد و هی میگفت از این بزن خوب شی داشتیم بازی میکردیم خوب یادته یکبار با النگوهات منو زخمی کردی من اینقدر گریه ن ؟!4-مهد رفتن پسرک پروژه این فصل ماست یک مهد خوب با امکانات عالی باید در مسیرخودمان پیدا کنم به امید خدا5-خودم خوبم امروز مرخصی بودم مادر رفته شهرستان ومن آ ین شنبه فرودین را درخانه ماندم موهایم یکدست سفید شده هفته پیش رنگ کرده بودم و الان سفیدی ها زده اند بیرون. ...

به نام خدا داستان از آنجایی شروع میشود که پسر بچه قصه ما به دنیا میاید و در همین هنگام تنهایی نیز با او زاده میشود.کودک قصه ما به مثال آدمی بود که از زمین زمان خورده بود.تنها دو هم بازی داشت یکی سایه اش و دیگری یک دختر زیبا رو.او را میشناخت نوه همسایشان بود.او نه سال داشت و پسرک قصه ما شش سال.اولین باعث آشنایی او مادرش بود که اصرار داشت با دخترک بازی کند.آن دخترک پدر خوبی داشت یک مرد بسیار زحمت کش.مادر آن دختر همکلاسی مادر پسرک قصه ما بود.دخترک اولین بار بود که به دیدن پسرک قصه ما میامد.تا وقتی که او را خوب نمیشناخت تنها از کنار دخترک رد میشد اما یک روز دخترک به او سر میزند تنها برای بازی.پسرک قصه ما متوجه شد که آن دخترک لی لی بلد نیست و برایش جالب بود چون دختر ها را لی لی میدانست!پسرک به او یاد داد و لحظات قشنگی را سپری د.و از آن جا بود که به دل پسرک نشست.دیگر خواهان او شده بود وقتی اولین بار او را میدید آن چهره ی نورانی زیر چادر سفید گ ...

خوب دوستان این داستان روهم بخونید یادتون باشه نظرفراموش نشهدرتعطیلات یس مس دریک بعدازظهرسردزمستانی پسرشش هفت ساله یی جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود.اوکفش به پا نداشت ولباش هایش پوره بودند.زن جوانی ازانجامی گذشت.همین که چشمش به پسرک افتادارزوواشتیاق رادرچشم های اودید.دست کودک راگرفت وداخل مغازه بردوبرایش کفش ویک دست لباس گرمکن ید.انها بیرون امدند وزن جوان به پسرک گفت:«حالابه خانه برگرد.ان شاالله که تعطیلات خوب وشادی داشته باشی»پسرک سرش رابالااورد،نگاهی به اوکردوپرسید:«خانم !شماخداهستید؟»زن جوان لبخندی زدگفت:«نه پسرم من فقط یکی ازبندگان اوهستم.»پسرک گفت:«مطمئن بودم بااونسبتی دارید.» نظرتون روراج بهش بگیدپسنظرفراموش نشه ...

آهنگ مهدی رستمی به نام ای مهربونم با و کیفیت ۳۲۰ آهنگ ترانه سرا و تنظیم کننده: مهدی رستمی / اهنگ ساز: علیرضا روزگار new song by mehdi rostami ey mehrabonam ادامه مطلب ...

آهنگ امید عامری و محمد یاوری بنام مهربونم از رسانه موزیک ایرانی آهنگ مهربونم از امید عامری و محمد یاوری با بالاترین کیفیت موزیک مهربونم با صدای امید عامری و محمد یاوری new omid ameri ft mohammad yavari called mehraboonam ادامه مطلب ...

یکهفته درگیر آنفولانزای پسرک بودم.تب و لرز و بدن درد و سایر علایم تیپیک انفولانزا.خیلی از درس ها عقب افتاد.دیروز با خانم معلم پسرک هماهنگی و دوساعتی بطور خصوصی به اهورا درس داد.واقعا خانم معلم دلسوز و مهربانی دارد پسرک.بین این همه سیل بدشانسی ها بل ه یک جایی که جای بسیار مهمی هم هست شانس آوردم! چند باری که رفته بودم اهورا را بیاورم و خانم معلم را بعد از اتمام کلاس دیده م نای حرف زدن هم نداشت.خستگی از سر و صورت ش می بارید.با هیچ متر و معیار مادی این خستگی ها را نمی شود پاداش داد! منبع: http://peeshgam1. / ...

وقتی blboy بودم احساس نیاز برام مفهوم نداشتنه اینکه نمیدونستم چیه؛ نههر نیازی رو با گوشه چشم پسرک توی خودم خفه می روی خودم و نفسم کنترل داشتمکافی بود بخوام که نخوام!حالا ولی...کجایى پسرک؟ ...

آهنگ جدیدو زیبا میلاد به نام مهربونم باکیفیت (128) ...

نفس بند دارد می آید، دستان وشان بر صورت آب می زنند، تا نکند که سر به زیر آب رود، فریاد او و فریاد دریا، ظلمت شب و یاد لیلا، اگر قرار بود که خود را غرق کنی چرا پس این همه تقلا؟! چقدر صدای آب خشمگین شده، دریای ناز و آبی دلبر، در نظر ساحلیان ننگین شده، پسرک زنده می ماند؟! ... دریا زایمان نمی کند، اما پسرک از دل دریا بیرون آمده. و مدام دستان دریا، بر پهنای صورتش، دارند مادرانه نوازشش می کند. این دریا کجا و دریای ب کجا؟ دستان ظریف مادر کجا و سیلی آبدار معشوق کجا؟ پسرک متولد شده، اما نه گریه می کند نه جیغ می زند! -پس چرا دوباره زنده ماند ه ام؟ چرا آب مرا نبرد؟ پس چرا ب این همه برای زنده ماندن تقلا می کرد؟! چرا این همه اشک قاطی دریاها می کرد؟ آهنگ تولد اما زیباست... صدای مرغکان دریایی و موج های بالابلند، ابرهای دلگیر و صدای برق و رعد، تولدت مبارک پسرک بیچاره! دیگر نشو از زندگی دل سرد... :) ...

دلم گرفته بود.رفته بودم پشت بام و توی آن هوای ابریه غم انگیز،با گوشی دکمه ای آهنگ "کجایی"مرتضی پاشایی را گوش می دادم و توی صدایش غرق شده بودم که خواستگارها رسیدند!حالم شبیه وقتی بود که می روم مطب و خداخدا می کنم که زودتر نوبتم شود و بگوید مشکلی نیست و به ح دو ماراتن از مطب بیرون بروم.اضطراب نداشتم اما از اینکه سه نفر همزمان به من زل بزنند!معذب می شوم.لیوان شربت پر از یخ را توی دستانم گرفته بودم.انگشتانم یخ زد.لیوان را گذاشتم روی دسته مبل و با دست سردم دست گرمم را گرفتم.نمی دانم چرا توی آن حال،حس که این دست پسرک است و مثل همیشه توی موقعیت های مشابه دلم او را خواست.کاش اینها خانواده ی پسرک بودند و من همان اول بله را می گفتم!مادر پسره گفت:اسم پسره حامده!توی دلم گفت حالا دیگر اسم همه حامد است!کاش اسمش"پسرک"بود کاش خود پسرک بود.کاش پسره به جای اسم حامد،اخلاق و رفتارش مثل حامد!بود.البته اگر قیافه اش شکل حامد و پسرک باشد هم بدنیست!آنها که ...

ای روشنی بخش شب تارم کجایی گل نرگس با اشک چشمم غصه میبارم کجایی گل نرگس گل نرگس دردت به جونم مهربونم مهربونممعلوم که نیست زنده بمونم مهربونم مهربونمروتو ببینم تا جوونم مهربونم مهربونمگل نرگس دردت به جونم مهربونم مهربونم این هم اومد و رفتش باز نبودم من کن اید میخوای بفهمم اینو که نمیام من به کارت یا بن الحسن کجایی من اومدم گ من خودمو به تو سپردم کی میایی گل نرگسخیلی براتو غصه خوردم کی میایی گل نرگس کی میگذری از این حوالی آقاجونم آقاجونمباز اومدم با دست خالی آقاجونم آقاجونمبرام دیگه نمونده حالی آقاجونم آقا جونم تو اگه دست رو سیاهاتو نگیری کی بگیرهدستای این عاشقو شیداتو نگیری کی بگیره صاحب زمان م من بی شما می میرم سنگین شده بار گناهم خوب میدونم گل نرگسپیش تو خیلی رو سیاهم خوب میدونم گل نرگس دلتو با گناه ش تم خوب می دونم خوب می دونمرو خوبیات چشامو بستم خوب می دونم خوب می دونمپیش شما رو شده دستم خوب می دونم خوب می دونم هر بار که ...

ای روشنی بخش شب تارم کجایی گل نرگس با اشک چشمم غصه میبارم کجایی گل نرگس گل نرگس دردت به جونم مهربونم مهربونممعلوم که نیست زنده بمونم مهربونم مهربونمروتو ببینم تا جوونم مهربونم مهربونمگل نرگس دردت به جونم مهربونم مهربونم این هم اومد و رفتش باز نبودم من کن اید میخوای بفهمم اینو که نمیام من به کارت یا بن الحسن کجایی من اومدم گ من خودمو به تو سپردم کی میایی گل نرگسخیلی براتو غصه خوردم کی میایی گل نرگس کی میگذری از این حوالی آقاجونم آقاجونمباز اومدم با دست خالی آقاجونم آقاجونمبرام دیگه نمونده حالی آقاجونم آقا جونم تو اگه دست رو سیاهاتو نگیری کی بگیرهدستای این عاشقو شیداتو نگیری کی بگیره صاحب زمان م من بی شما می میرم سنگین شده بار گناهم خوب میدونم گل نرگسپیش تو خیلی رو سیاهم خوب میدونم گل نرگس دلتو با گناه ش تم خوب می دونم خوب می دونمرو خوبیات چشامو بستم خوب می دونم خوب می دونمپیش شما رو شده دستم خوب می دونم خوب می دونم هر بار که ...

آهنگ میلاد به نام مهربونم با بالاترین کیفیت new by milad called mehraboonam آهنگ جدید میلاد با آهنگ جدید میلاد در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ میلاد با نام مهربونم مهربونم اسمت نمیفته از رو زبونممن مریضتم بگو این دیوونستعشقت واسه قلب من یه نشونه ستاز همه دنیا کندم به تو دل ببندمهرچی مانع شد برام راهمو گم ن تو تو خودت اینا رو بهتر از من میدونی بذار دورت بگردمحالا نزدیکمی تو تو چند قدمی ی حس مشترک پیشتم پیشمیتو هم عین منی پر انرژی و خاصهرچی که حس بد بده از منو و تو جداستاز همه دنیا کندم به تو دل ببندمهرچی مانع شد برام راهمو گم ن تو تو خودت اینا رو بهتر از من میدونی بذار دورت بگردمحالا نزدیکمی تو تو چند قدمی ی حس مشترک پیشتم پیشمیتو هم عین منی پر انرژی و خاصهرچی که حس بد بده از منو و تو جداستقشنگی وقتی میخندی هرچی سختی باشه میرهمیره…یه لحظم نمیخوام هیشکی جای من برات بمیرهبمیره…حالا نزدیکمی تو تو چند قدمی ی حس مشترک پیشتم پیشمیتو هم ...

و داستان از اینجا شروع شد که پسرک نگاهی به آسمون انداخت و بین میلیون ها ستاره طلایی ترین ستاره رو برای خودش انتخاب کرد. این ستاره طلایی مال اون بود همیشه چشمش دنبال اون ستاره بود. شب رو دوست داشت چون تنها و با ارزش ترین چیزی که داشت نمایان میشد. پسرک خیلی تنها بود. میون همهمه ادما دنبال یکی میگشت که به حرفاش گوش کنه. بهش توجه کنه و اونو پرورش بده اما ی نبود ستاره خیلی دور بود و کمی هم مغرور. هر چیزی که رنگ طلا بخودش بگیره خودشو میگیره... سالهای زیادی گذشت و پسرک بزرگ شد. سالها گذشته بود و حتی به اسمون یه نگاه کوچیک هم ننداخته بود. ستاره اش رو گم کرده بود یا اینکه فراموشش کرده بود. پسرک آرزوی خوشبختی داشت و به اون رسید اما... خوشبختیش فراموش شد... عادت کرد عادت کرد به از دست دادن، دیگه هرچیزی رو که از دست میداد ناراحت نمیشد، انگار دیگه چیزی برای از دست دادن نداشت... توی خیالات خودش قدم میزد و هر روز رویای جدیدی توی ذهنش میساخت و خیلی زود ...

پیرمرد هربار که میخواست اجرت پسرک وا ی کر و لال را بدهد جمله ای برای خنداندن او بر روی اسکناس مینوشت این بار هم همین کار را کرد .. پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله ای را که پیرد مرد نوشته بود خواند .. روی آن اسکناس نوشته شده بود ...وقتی خیلی پولدار شدی پشت این اسکناس را نگاه کن پسر با تعچب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا پشت آن را ببیند .. پشت اسکناس نوشته شده بود : ای کلک ، تو که هنوز پولدار نشدی .. پسرک خندید با صدای بلند هر چند صدای خنده خود را نمی شنید .. همیشه پر از مهربانی بمان و دلیل شادی دیگران باش .. حتی اگر هیچ قدر مهربانیت را نداند ..این ذات توست که مهربان باشی ، تو خ داری که به جای همه برایت جبران خواهد کرد ... ...

آهنگ میلاد به نام مهربونم با بالاترین کیفیت new by milad called mehraboonam آهنگ جدید میلاد با آهنگ جدید میلاد در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ میلاد با نام مهربونم مهربونم اسمت نمیفته از رو زبونممن مریضتم بگو این دیوونستعشقت واسه قلب من یه نشونه ستاز همه دنیا کندم به تو دل ببندمهرچی مانع شد برام راهمو گم ن تو تو خودت اینا رو بهتر از من میدونی بذار دورت بگردمحالا نزدیکمی تو تو چند قدمی ی حس مشترک پیشتم پیشمیتو هم عین منی پر انرژی و خاصهرچی که حس بد بده از منو و تو جداست از همه دنیا کندم به تو دل ببندمهرچی مانع شد برام راهمو گم ن تو تو خودت اینا رو بهتر از من میدونی بذار دورت بگردمحالا نزدیکمی تو تو چند قدمی ی حس مشترک پیشتم پیشمیتو هم عین منی پر انرژی و خاصهرچی که حس بد بده از منو و تو جداستقشنگی وقتی میخندی هرچی سختی باشه میرهمیره…یه لحظم نمیخوام هیشکی جای من برات بمیرهبمیره… حالا نزدیکمی تو تو چند قدمی ی حس مشترک پیشتم پیشمیتو ه ...

زمانی که رستمک ها را در کنار خود می خوابانم و آن ها به اعتماد من و گاه چشم در چشم من با خنده به خواب می روند، چیزی پنهانی در درونی ترین لایه های وجودیم به وجد می آید. حال اگر چاشنی اش، پسرک ها برای به خواب رفتن، بخواهند دستم را بگیرند یا سرشان را بر روی دلم قرار دهند یا نفس به نفسم بخوابند که دیگر هیچ، من هستم و عرش خدا. * خدایا شُکر ِ شِکرت. ...

سلام* من می خواهم داستان زندگی ام را برایتان تعریف کنم* من پیراهنی بچّه گانه در یک فروشگاه پشت ویترین بودم و هر روز، افراد زیادی برای ید من می آمدند امّا به خاطر قیمت که خیلی گران بود ی مرا نمی ید* تا این که روزی پسر بچّه ای با اصرار به خاطر ع زیبایی که بر تن من دوخته بودند پدرش را مجبور کرد تا مرا هر طور که هست ب د* از آن روز به بعد، پسرک هر روز مرا به تن داشت و از من جدا نمی شد و ساعت ها به تقش گربه ای که روی من بود خیره می شد و حتی برایش اسم هم انتخاب کرده بود* روز ها همین طور می گذشتند و پسرک بزرگ و بزرگتر و می شدمن کوچک و کوچکتر، تا اینکه روزی مادر پسرک مرا از تنش بیرون آورد و پیراهن نویی به او داد و به او گفت پسرم، تو دیگر نمی توانی این پیراهن را بپوشی چون برایت کوچک شده است* هم پسرک و هم من خیلی ناراحت شدیم زیرا به هم عادت کرده بودیم* پسرک از آن روز به بعد، مرا همه جا حتی در مدرسه هم می برد و گربه را به بچه ها نشان می داد* شب ها مرا از خو ...

یک نمره ارفاق ؟ معلم گفت: تو در امتحان نمره 9گرفتی.تو تنها ی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته است. پسرک با خج گفت: خانم معلم،میشود یک نمره به من ارفاق کنید؟ خانم معلم این ممکن نیست. پسر گفت: اما مادرم کتکم می زند. خانم معلم ت شد. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. گفت: ببین!،«ارفاق» نمی کنم. فقط می توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی 2برابر آن را، یعنی2نمره، به من پس بدهی.خوب است؟ پسرک چشم! من حتماً در امتحان بعدی 2نمره به شما پس میدهم. تا این که در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی ب کرد. ...

چند صباحی که نه؛ بیش از چند صباح میگذرد از آ ین دلنوشته پسرک پسرک تغییر چندانی با قبل نکرده است همچنان تنها در جمع، همچنان در هست نیست پی نوشت ها: 1. فک کنم میترسم یا شایدم دچار بیماری وسواس فکری شده ام. 2. واقعا انقدر ما شدن برای همه سخته!؟ 3. وقتی هیچ نیست باهاش حرف بزنی... 4. چهارمین سالگرد هم گذشت... 5. ماس دعا... ...

آخرین مطالب