ناسیونالیسم

ناسیونالیسم از وبسایت کرمِ درون دریافت کرده و به همراه لینک مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه اطلاعات نمایش داده شده دارای محتوای نامناسب ، غیر اخلاقی و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.
ناسیونالیسم، میهن پرستی، وطن پرستی... اسمش هر چی که باشه ایده پشتش تقریبا یه چیزه و یه منطق رو دنبال میکنه: کشور من قشنگ تر / قوی تر / دوست داشتنی تره، کشور من ملتِ با غیرت تر / مهربون تر / سخت کوش تر / باهوش تری داره، در یک کلام منِ فلان جایی از بقیه بهتر / بالا تر / بر ترم؛ چون تو این مرزی که رویِ نقشه کشیده شده بدنیا اومدم؛ بر خلافِ بقیه ی مردمِ دنیا که اونورِ این خط و مرزای فرضی بدنیا اومدن و زندگی می کنن.
بنظرم اگه دقیق و بدون تعصب نگاه کنیم، حماقت و مضحک بودنِ این طرز تفکر واضحه. بهرحال هر کشوری برای خودش یه تاریخی داشته، حالا یکی کوتاه تر یکی غنی تر. هر کشوری تو یک برهه هایی یک موفقیت هایی داشته و یک ش ت هایی. ولی خب بهرحال همش دیگه گذشته؛ واقعیت اینه که گذشته و تاریخ یک کشور هر چقدرم که شکوهمند و غنی بوده باشه، الان کاربردش فقط در حدِّ پُز دادن به بقیه و احیانا جذب چند تا توریست برای بازدید از بنا های تاریخیه که یک پول و درآمدی برای اون کشور ایجاد کنه (و البته یک کاربردِ خیلی مهم تر که موضوعِ اصلیِ بحثه و جلو تر قراره بهش برسیم). طنزِ ماجرا اونجاست که وقتی به وضعیتِ حالِ حاضر جهان نگاه می کنیم، در مجموع کشورایی که قبلا تاریخِ غنی و شکوهمندی داشتن، الان وضعیت خیلی معمولی و متوسطی دارن و حتی بعضا شرایطشون از کشورای دیگه بد تر و ضعیف تره (مصر، ایتالیا، یونان، ی مرکزی و البته ایران).
موردِ جالبِ دیگه اینه که در حال حاضر کشور هایی وجود دارن که تا چندین سال قبل وجود خارجی نداشتن و جزئی از یک کشور یا امپراتوری بزرگ تر به حساب میومدن. حتی تو این مورد هم می بینیم که مردمِ اون کشورِ مادر، به کشور و ملیت خودشون افتخار میکنن و نسبت به اون کشوری که جدا شده دیدگاه نژاد پرستانه دارن؛ یعنی مثلا مردمِ اون ناحیه جدا شده تا چند وقت پیش خودی به حساب میومدن؛ ولی دقیقا از تاریخی که مستقل شدن، تبدیل شدن به یک ملت جداگانه و حسِ ناسیونالیسم و میهن دوستی دیگه در موردِ اونا صدق نمیکنه. مس ه نیست؟
باز از اون جالب تر وقتیه که مردمِ یک نژاد خاص تو چند تا کشور مختلف زندگی میکنن. اینجور مواقع معمولا دیدگاه وطن پرست / نژاد پرست (کلا این دو تا خیلی ارتباطِ با هم دارن، هر جای یکی هست اون یکی م معمولا بدنبالش میاد) اون دسته از مردمِ اون نژاد رو که داخلِ کشور زندگی میکنن، خودی و اهل همون کشور میدونه؛ ولی مردمِ همون نژاد که توی کشور همسایه زندگی میکنن بیگانه و فرودست به حساب میاره و نسبت بهشون دیدگاه نژادپرستانه اعمال میشه. معمولا هم برای ماله کشی، موقع بیان و تبلیغِ دیدگاه های نژاد پرستانه گفته میشه [اسمِ نژادِ مورد نظر] ِ اینجایی که خوبن؛ منظورِ ما اوناییه که تو کشورِ ما زندگی نمی کنن که فلان جورن و فلان می کنن و...
البته شاید بحث بر سرِ این که ناسیونالیسم خوبه یا بد بی فایده باشه؛ چون بهرحال وطن پرستی هم مثل نژاد پرستی چیزیه که وجود داره. خوب یا بد بودنش هم تاثیرِ چندانی روی گسترش یا از بین رفتنش نداره. بنابراین شاید اینکه بپرسیم وطن پرستی خوبه یا بد، کلا سوالِ اشتباهی باشه؛ بنظرم بهتره بپرسیم وطن پرستی مفیده یا نه؟!
بنظر میاد علتِ اینکه حسِ ناسیونالیسم وجود داره و تبلیغ میشه، این نیست که چیز خوبیه و از نظر اخلاقی مورد تاییده؛ بلکه علتش اینه که وجودش در مجموع سودمند و مفیده. از دیدگاه یک سیاستمدار، لازمه که غرورِ ملی و حس ناسیونالیسم و وطن پرستی تو مردم تقویت بشه؛ اینجوری مردم همبستگی بیشتری دارن و تو شرایط سخت احتمالا تحمل بیشتری در برابر مشکلات دارن، طبیعتا اگر جنگی هم اتفاق بیافته، همین حس وطن پرستی تاثیر به سزایی تو نجاتِ کشور (و البته نجاتِ تِ حاکم) خواهد داشت. حتی اگه هیچکدوم از این موارد هم نباشه، حس میهن پرستی میتونه ابزار خیلی خوبی برای لاپوشانی نقص ها و کاستی های اداره ی یک کشور باشه (درسته که فلان کمبود و مشکل وجود داره؛ ولی من یه فلان جایی با غیرتم که بهرحال تو شرایط سخت دووم میارم و زیر بارِ اجنبی نمیرم؛ درسته که تو فلان رده فساد و مشکل هست، ولی فعلا مهمه که ما اتحاد و یکپارچگی مون رو حفظ کنیم و و و...). کلا ت ها و نظام ها همیشه به یک دستآویزی نیاز دارن تا بوسیله اون اتحاد و یکپارچگی مردم رو حفظ کنن و عزت نفسشون رو بالا نگه دارن؛ گاهی این دست آویز ملی گرایی عه، گاهی مذهبه، گاهی هم یه چیز دیگه... (و این، بنظرِ من، همون کاربردِ مهم و حیاتیِ تاریخ و عقبه یک کشوره که گفتم بهش میرسیم!)
اما قضیه به همین جا ختم میشه؟ میهن پرستی واقعا همین قدر عبثه و صرفا به نفعِ طبقه حاکمه؟ بنظرم نه. فرض کنیم من توی کشورِ فرضیِ الف زندگی می کنم. این کشور نسبت به کشورِ ب که نزدیکِ ماست، سطح رفاه و امنیت و ثبات بالا تری داره. در این شرایط به نفعِ منه که نسبت به کشور و ملیت خودم تعصب داشته باشم و با مردم و هموطن های خودم احساس اتحاد و همبستگی کنم؛ و در عین حال نسبت به مردمِ کشورِ ب (که توی وضعت بد تری هستن و حاکم ضعیف تری دارن) حس بیگانگی و احیانا خصومت داشته باشم. در این شرایط حتی ممکنه اگه لازم باشه علیه کشورِ ب بجنگم تا بتونم این وضعیتِ خوبی که دارم رو حفظ کنم و از دست ندم. در مقابل مردمِ کشورِ ب هم به نفعشونه که با هم اتحاد و همبستگی داشته باشن، اینجوری شانسِ اینکه بتونن به کشورِ الف غلبه کنن و از وضعبت بهتری برخوردار بشن احتمالا بیشتر خواهد بود.از همه ی این ها گذشته، هم مردمِ کشور الف و هم مردمِ کشور ب، از اتحاد و همکاری سود می برن و همین همکاری و یکپارچگی می تونه باعث پیشرفتشون بشه (بهرحال همیشه میگن انسان یه موجود اجتماعی عه!). بنابراین بنظرم حس وطن پرستی معمولا (نمیگم همیشه) مثلِ یجور بازیِ برد-برد برای طبقه حاکم و مردمه.
حالا می رسیم به سوال نهایی و البته مهم تر. اگه حس وطن پرستی در مجموع بد و بی منطق باشه؛ اما در عمل به نفعمون باشه، بهتره تلاش کنیم حس ناسیونالیسم و وطن پرستی رو از بین ببریم یا باید بذاریم همینجوری بمونه؟ اگه یروز این حس در "تمام" مردم و ملت ها از بین بره، احتمالا دنیا جای بهتر و راحت تری برای زندگی خواهد بود؛ احتمالا اکثر مردم با این موضوع موافق باشن. ولی رسیدن به همچین هدفی ممکن و عملی عه؟ بنظرم نه.
روابطِ بین کشورا مثلِ یک بازیه، تو این بازی ی که مزیت هایی داشته باشه برنده میشه و به یک وضعیت مطلوب تر میرسه و ی که نسبت به بقیه کاستی و ضعف داشته باشه احتمالا می بازه. واقعیت اینه که اگه یک کشور و یک ملت حس میهن پرستی رو در خودش از بین ببره، در واقع یجورایی داره یک ویژگی مثبت رو توی رقابت با بقیه از دست میده و تو یک وضعیت ضعیف تر نسبت به بقیه قرار میگیره؛ چون بقیه ی کشورا احتمالا از این الگو پیروی نمیکنن و سعی می کنن با بهره بردن از حس ناسیونالیسمی که دارن، منابع و موقعیت بیشتر و بهتری بدست بیارن. بنابراین تلاش برای از بین بردن حس ناسیونالیسم و وطن پرستی، احتمالا فقط وقتی مثبت و به نفعِ همه مردمِ دنیا خواهد بود که کاملا هماهنگ و همزمان در تمامِ ملت ها و کشور ها اتفاق بیافته؛ که خیلی بعیده عملی بشه؛ چون همیشه یک کشور یا ملت وجود خواهد داشت که بخواد از این وضعیت سوء استفاده کنه و به وضعیت بهتری برسه.

بنابراین در مجموع بنظر میاد ناسیونالیسم فی الذاته غیر منطقی باشه، احتمالا برای مردم مفید و سودمنده، و احتمالا از بین نخواهد رفت.

اطلاعات

جستجو شده ها