فلسفه زندگی ما

فلسفه زندگی ما از وبسایت روزهای زندگی دریافت کرده و به همراه لینک مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه اطلاعات نمایش داده شده دارای محتوای نامناسب ، غیر اخلاقی و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.
هر برای خودش و زندگیش فلسفه خاصی داره.دیسیپلین خاصی.چشم انداز و اه خاصی.اینجای زندگی من بین دو فلسفه برای زیستن گیر ! انتخاب چقدر سخته.1. اینکه ما بدون خواست خودمون و یهو زاده شدیم و از نیست به هست تبدیل شدیم و چاره ای جز زندگی نداریم چون اومدنمون دست خودمون نبود. رفتنمون هم دست خودمون نیست.و در این بازه باز زمانی ازل تا ابد زندگی ما ، ما ناچاریم بزی ایم. (زیست کنیم).پس بهتره از دیدن پدیده ها و اتفاقات پیرامونمون ولو کوچیک لذت ببریم. چون هر لحظه ممکنه بریم از اینجا.پس هدف تلاش برای داشتن آرامش و لذت بردن از موجودات و پدیده هایی که در کنارمون هستن، است!!این یک فلسفه زندگیه.و اما دومی :2. ما به خواست خودمون به دنیا نیومدیم و به خواست خودمون هم نمیمیریم و جاودانه هم نیستیم.اما اومدن ما به دنیا مطمئنن هدفی داشته که ما ازش بی خبریم. وگرنه ممکن بود در دوران جنینی سقط بشیم و یا موقع تولد بمیریم و یا هرکجای این سن و سال که هستیم.اینکه هنوز زنده ایم و عمر داریم احتمالا هدفی داره.یه ی میخواد ما کاری انجام بدیم. شاید یه کار خاص. و ما بوجود اومدیم تا هر کدوممون با داشتن درک و فهم و دیگر خصلتهای منحصر به فردمون اون کار خاص رو به شیوه خودمون انجام بدیم.آیا ما باید هدف از زنده بودنمون رو داشتن آرامش و گذر عمر و لذت بردن از موجودات پیرامون قرار بدیم؟!یا نه؟!هدفمون این باشه دنبال چیز خاصی تو دنیا بگردیم و اونو پیدا کنیم و خودمونو رشد بدیم برای رسیدن بهش. مثلا ما هنر رو کشف میکنیم. ازش لذت میبریم و حتی یادش میگیریم. همین برای هدف زندگی بودن کافیه؟؟یا نه. هنر رو کشف میکنیم ازش لذت می بریم و حتی یادشم میگیریم ولی بیشتر تلاشمون تو زندگی رو میذاریم واسه اینکه این هنر را ته تهش یاد بگیریم و اینقدر بریم و غرق در اون بشیم که هنرمند به معنای واقعی بشیم؟؟
شما باشید کدومو انتخاب میکنید؟من سردرگمم؟چون کشف پدیده ها و رفتن تا به عمقشون به نظرم کاری عبث هست. بقیه دارن اینکار رو میکنن دلیلی نیست راهی که بقیه رفتن رو ما دوباره بریم و حتما خودمون به شهود برسیم.حس میکنم هم تجربه کنیم هم لذت ببریم و یاد بگیریم ولی عمر ما قد نمیده به اینکه در تمام مباحث فردی عمیق بشیم. وقت کمه برای عمیق شدن در بیشتر مسائل.واسه همین بین این دو فلسفه زندگی بدجور گیر . نمیدونم چطور فکر کنم؟مبنا رو چی قرار بدم؟شاید لازم باشه همین روزها تصمیمات بزرگی بگیریم. باید تکلیفمون با خودمون معلوم باشه.
عمر میگذره و فرصتها کمند و باید تا زنده ایم لذت ببریم از هرچیز هرچند کوچک!!
یا اینکه ما بوجود اومدیم که تا زنده ایم دست از تلاش برنداریم و مدام خودمونو در زمینه های مختلف محک بزنیم و دنبال تعالی باشیم!!
شما چه فکر میکنید؟! هر اینجا رو خوند لطفا نظرشو بگه. این موضوع برام مهمه.

اطلاعات