رمان او را - قسمت پنجاه و هشتم

رمان او را - قسمت پنجاه و هشتم از وبسایت از جنس خاڪ دریافت کرده و به همراه لینک مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه اطلاعات نمایش داده شده دارای محتوای نامناسب ، غیر اخلاقی و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.
#او_را ... (۵۸)

هرچی که بود آرامش عجیبی داشت ❣
با همه کوچیکیش ، دلنشین و دوست داشتنی بود ...❣
بازم سرم گیج رفت ! دستمو گرفتم به دیوار !
ساعت روی دیوارو نگاه حوالی ساعت نُه بود .
رفتم سمت گوشه ای که پتو ها چیده شده بود نشستم و تکیه دادم بهشون .
کلافه پاهامو دراز و نفسمو دادم بیرون ! باید چیکار می ؟ ادامه مطلب

جستجو شده ها