پنج شنبه، ۱۹ مهر ۱۳۹۷

پنج شنبه، ۱۹ مهر ۱۳۹۷ از وبسایت دوران ما دریافت کرده و به همراه لینک مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه اطلاعات نمایش داده شده دارای محتوای نامناسب ، غیر اخلاقی و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.
به نام خدا تصمیم گرفته ام که رو مه بنویسم. رو مه ای از سرگذشت ما مردم ایران در این روزگار. چرا می خواهم این کار را م؟ به این خاطر که به تاریخ نویسی معیوب این روزها نگاه می کنم. در حال حاضر دو جریان تاریخ نویسی بیشتر به چشم می خورد. نوع اول تاریخ نویسی تی است که توسط خبرگزاری ها و نویسندگان رسمی و حقوق بگیر ت انجام می شود. نوع دوم هم تاریخ نویسی ضد تی است که عموما توسط جیره خواران ت های بیگانه صورت می گیرد. هر دو این تاریخ نویسان دارای حب و بغض هستند و در بسیاری از موارد، سخن راست نمی گویند. اینجاست که من به عنوان یک فرد عادی که در هیچ جریان و گروه و حزب عضو نیستم و البته حقوق بگیر ت هم نمی باشم، تصمیم گرفتم، واقعیت را بنویسم! چه خوشم بیاید یا خیر. با این حال سعی می کنم انصاف را رعایت کنم. این مطالب بیشتر شبیه رو مه نویسی است و نه تاریخ نویسی. چون من تاریخ نویس نیستم. البته من نویسنده مجربی هم نیستم و این ممکن است خواندن مطلب را برای شما (که شاید 100 سال بعد این نوشتار را می خوانید) مشکل کند. چون ممکن است مطالب من به مذاق بعضی خوش نیاید و اسباب دردسر شود، چرا مطالب را در وبلاگ منتشر می کنم؟ چرا در دفترچه ای نمی نویسم تا بعدا و بعد از سال ها منتشر شود؟ پاسخ من این است که من بسیار مطالب و رو مه و خاطرات دیده ام که برای نوشتن آن ها خون دل خورده شد، اما هیچ وقت منتشر نشد و روزگار حوادث نابودشان کرد. بنابراین مینویسم و منتشر می کنم. باداباد...

اطلاعات

جستجو شده ها